خرید بک لینک

دروغ بالاى دروغ
اى شيعه حق جو! اميدوارم خداوند به همه مان توفيق اعتقاد درست و قول و عمل نيكو عنايت فرمايد بيا كمى در مورد اين <<افتراء>> فكر كن، بله عقيده اى كه با حق مخالف بوده و از واقعيت و صداقت دور باشد جز دروغ و افتراء نمى توان چيز ديگرش ناميد .
اگر دقت كنى بطور عيان مى بينى كه نتيجه اين عقيده فاسد آنقدر حيرت انگيز است كه اگر تو خداوند را به عنوان پروردگار، و اسلام را به عنوان دين و محمد(ص ) را به عنوان پیامبر بپذيرى هرگز راضى نـخواهى شد كه چنين عقايد باطلى به تو نسبت داده شود يا تو به آنها منسوب باشى .
نتيجه اول: دروغ بافتن به خداوند متعال كه او به حضرت موسى كاظم وحى فرستاده، و بر تشيع خشم گرفته، و حضرت موسى كاظم را مـختار گذاشته كه يا زندگى خودش را عزيز داشته باشد يا زندگى پيروانش را، كه ايشان خود را فداى پيروانش كرده، بـخدا سوگند اين دروغى بيش نيست كه به خداوند بسته شده و بارى تعالى مى فرمايد: ﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا﴾[الأنعام: 93].
يعنى: <<و چه كسى ظالم تر از آن است كه به خدا دروغ مى بندد .>>
نتيجه دوم: دروغ بستن به حضرت موسى كاظم رحمه الله و اين افتراى مـحض را به نام ايشان تـمام كردن در حالى كه وى از اين افتراء مبر است ! .
ختم نبوت
نتيجه سوم: اعتقاد داشتن به نبوت حضرت موسى كاظم رحمه الله ، چون ادعاهايى از قبيل اينكه: خداوند به حضرت موسى كاظم خبر داده! كه بر شيعه خشم گرفته، و اينكه وى را براى انتخاب ادامه زندگى براى خودش يا پيراوانش مـختار گذاشته! و او به كشته شدن خودش راضى شده و خود را فداى آنان كرده! دلالت واضح بر نبوت حضرت موسى كاظم رحمه الله دارد! در حالى كه ايشان نه رسول است و نه نبى چون بعد از حضرت محمد ( ص ) هيچ كسى ديگرى به عنوان پیامبر فرستاده نخواهد شد .
اى شيعه حق جو! بايد دانست كه مسلمانان بر اين امر اجماع دارند كه اگر كسى بعد از حضرت محمدص به نبوت كسى ديگرى معتقد باشد بلا شبهه كافر است زيرا قول صريح قرآن را تكذيب كرده كه مى فرمايد :
﴿مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّzwj;ۧنَ﴾ [الأحزاب: 40].
يعنى: <<محمد ( ص ) پدر هيچ يك از شـما نيست و ليكن رسول خدا و خاتم پیامبران است .>>
شباهت تشيع با نصرانيت
نتيجه چهارم: عجيب تر از همه اينكه تشيع و نصارى باهم در عقيده <<صليب>> و <<فداء>> متفقند همچنانكه نصارى معتقدند حضرت عیسی علیه السلام خودش را فداى بشريت كرد و راضى شد بدار آويخته شود تا گناهان بشريت بـخشوده شود و حاضر شد خود را فداى بشريت كند تا خشم و عذاب پروردگار از آنها فروكش نمايد، تشيع نيز چنين عقيده اى دارد كه حضرت موسى كاظم راضى شد خودش كشته شود و فداى شيعيانش گردد تا آنها از خشم و عذاب پروردگار مصون بـمانند ! .
بنابراين، تشيع و نصرانيت در اين مسئله عقيده شان يكى است! و نصارى بنابه فرموده صريح قرآن كافرند پس آيا تشيع هم - با اينكه در صف مؤمنان ايستاده اند - به كفر راضى خواهند شد؟! .
شاعرى مى گويد :
قد هيؤوك لأمر لو فطنت له
فاربأ بنفسك أن ترعىمع الهمل

يعنى: اى كاش بدانى كه ترا براى كار مهمى گماشته اند. پس مبادا با كاهلان همسفر شوى .
پس اى شيعه حق جو! بيا و خودت را نـجات بده، و از اين خرافات و أباطيل بيزارى جوى و صراط مستقيم پروردگار و راه مؤمنين را برگزين .
منبع : کتاب گفتاری با حق جویان شیعه
به قلم : شیخ ابوبکر جزائری
برگردان : عبدالله حیدری
سایت کتابخانه عقیده : www.aqeedeh.com

برچسب: نویسنده: کاوه دادخواه تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 2:25

صفحه بندی