خرید بک لینک

بیان شب قدر

در میان شب های رمضان ، شبی به نام ( شب قدر ) وجود دارد که شبی است بسیار پر برکت ، قرآن مجید آن را از هزار ماه بهتر گفته است ؛ هزار ماه ، هشتاد و سه سال و چهار ماه می شود ، خوش نصیب است کسی که عبادت این شب نصیبش گردد ؛ زیرا هر شخص که این یک شب را به عبادت بگذراند ، گویا مدت هشتاد و سه سال و چهار ماه به عبادت پرداخته است و این هم معلوم نیست که از هزار ماه چند ماه دیگر اضافه بر آن ، افضل است در حقیقت این یک انعام بسیار بزرگی است از جانب الله جل جلاله که برای قدرشناسان این نعمت را عطا فرموده است .

عَن عَائِشَة رضی الله عنها قَالَت قالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه وسلم تَحَرَّوا لَیلَةَ القَدرِ فِی الوِتِر مِنَ العَشرِ الاَ وَاخِرِ مِن رَمَضَانَ ( مشکوة عن البخاری )

حضرت عائشه رضی الله عنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل می کند که لیلة القدر را در شب های طاق ( فرد ) دهه ی آخر رمضان جستجو کنید

توضیح : به عقیده ی همه علما ، دهه ی آخر از بیست و یکمین شب آغاز می شود . فرق نمی کند که ماه بیست و نه روز باشد یا سی روز ، از روی این حساب طبق حدیث بالا شب قدر باید در شب های : 21 ، 23 ، 25 ، 27 ، 29 جستجو شود . اگر ماه ، 29 روزه هم باشد ، باز هم دهه ی آخر همین است . اما نظر علّامه اِبنِ حَزم ( رحمه الله ) این است که عشره به معنی ده است ، لذا اگر رمضان 30 روزه بشود ، مسلماً دهه ی آخر همان است که ذکر شد . امّا اگر رمضان 29 روز شود ، در این صورت دهه ی آخر از شب بیست آغاز می شود و در این صورت شب های طاق این می شوند : 20 ، 22 ، 24 ، 26 ، 28 ، امّا رسول الله صلی الله علیه وسلم به منظور جست و جوی لیلة القدر در رمضان معتکف می شد و اعتکاف آن حضرت صلی الله علیه وسلم به اتفاق همه از شب بیست و یکم آغاز می شد از این رو قول عموم علما که می گویند به احتمال قوی ، شب بیست و یکم از شب های طاق خواهد بود ، بیشتر ترجیح دارد . اگر چه احتمال شب قدر ، در شب های دیگر هم وجود دارد و یافتن شب قدر مطابق این هر دو قول ، زمانی ممکن است که از شب بیستم گرفته تا شب عید در هر شب بیدار بوده و به فکر شب قدر باشد ، ده الی یازده شب چیز مشکلی نیست ، کسی که امید ثواب داشته باشد ، بیداری شب چه مشکلی دارد ؟

عرفی ، اگر به گریه میسّر شدی وصال / صد سال می توان به تمنّا گریستن

علما درباره ی پوشیده نگه داشتن شب قدر حکمت هایی بیان کرده اند :

اوّل این که اگر تعیین می شد ، بسیاری از افراد سست همّت و راحت طلب ، به شب های دیگر ، اهتمام نمی کردند ؛ امّا با تعیین نشدن شب قدر ، به احتمال این که شاید امشب ، شب قدر باشد یا فلان شب ، عبادت شب های زیادی نصیب اهل طلب می گردد .

دوّم این که بسیاری از مردم چنانند که آن ها بغیر از انجام دادن گناه ، آرام نمی گیرند ؛ اگر شب قدر برایشان معلوم می شد و با وجود دانستن شب قدر ، در آن شب هم به انجام گناه جرأت می کردند برای آن ها بسیار خطرناک بود .

روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم به مسجد تشریف بردند آنجا دیدند که یک صحابی خوابیده است ؛ آن حضرت صلی الله علیه وسلم به حضرت علی مرتضی کرم الله وجهه فرمودند که او را بیدار کن تا وضو کند . حضرت علی مرتضی کرم الله وجهه او را بیدار کرد در ضمن ، از آن حضرت صلی الله علیه وسلم پرسید که شما در کار خیر همیشه سبقت می گیرید . پس چرا این مرد را خود شما بیدار نکردید ؟ آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند که ممکن بود ، انکار کند و به سبب انکار کردن دستور من ، کافر می شد و اگر گفته ی تو را انکار کند ، کافر نمی شود . همین طور رحمت الله جل جلاله پسند نکرد که کسی در حالی جرأت بر گناه بکند که شب قدر برایش معلوم باشد .

سوّم این که در صورت تعیین ، اگر اتفاقاً آن شب از دست کسی می رفت پس در شب های آینده به علت افسردگی و رنج ، شب بیداری نصیبش نمی شد ولی حالا ، حداقل یک و دو شب رمضان برای هر شخصی میسّر می شود .

چهارم این که ، تمام شب هایی که در طلب شب قدر می گذرد ، ثواب همه آن ها مستقلاً به او می رسد .

پنجم این که در عبادت رمضان ، الله جل جلاله جلوی ملائکه افتخار می فرماید : چنان که در روایات گذشته معلوم شد در این صورت ( که تعیین نشده ) موقعیت تفاخر بیشتر است که بندگان با وجود بی علمی ، فقط بنا بر احتمال و خیال ، چندین شب تا صبح بیدار شده ، به عبادت مشغول می شوند ؛ زیرا آن هایی که در صورت احتمال این قدر کوشش می کنند هرگاه برای آن تعیین می شد که مثلاً امشب ، شب قدر است ، خدا می داند که آن ها تا چه اندازه کوشش می کردند . علاوه بر این ها ممکن است ، مصلحت های دیگری هم وجود داشته باشد به خاطر همین امور ، عادت الله جل جلاله بر این است که این گونه چیزهای مهم را مخفی می فرمایند . چنان که اسم اعظم را مخفی فرموده اند هم چنین ، در روز جمعه ، وقت خاصی ، برای قبول شدن دعا وجود دارد که زمان آن را پوشیده نگه داشته اند ؛ به همین صورت ، چیزهای دیگری هم در این مورد وجود دارد . این هم امکان دارد که در آن رمضان به سبب اختلاف ، تعیین شب قدر فراموش گردانیده شد و بعد از آن ، به سبب بقیه ، مصلحت های مذکور ، تعیین آن ، برای همیشه نامعلوم ماند .

منبع این مطلب از کتاب : فضایل اعمال

مؤلف : شیخ الحدیث حضرت مولانا محمد زکریا نورالله مرقده

و برای دریافت بقیه ی مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .

هر کس نیت کرد که ده شب آخر رمضان را اعتکاف نماید، پیش از غروب خورشید روز بیستم رمضان وارد مسجد محل اعتکاف خود می شود و پس از غروب خورشید شب عید از آنجا بیرون می آید...

و هر کس در ده شب آخر رمضان تلاش خود را بکند امید است که شب قدر را درک نماید... شب قدر بزرگترین شب رمضان و بهتر از هزار ماه است...

در صحیحین آمده که پیامبر ما صلی الله علیه وسلم فرمود: <<هر کس شب قدر را از روی ایمان و احتساب [اجر] به پا دارد، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود>>...

پیامبر صلی الله علیه وسلم شب قدر را می جست و یاران خود را نیز امر می کرد تا در پی آن باشند و خانواده ی خود را در دهه ی پایانی رمضان از خواب بیدار می کرد به این امید که شب قدر را به دست آورند...

در صحیح از ام المومنین عائشه رضی الله عنها روایت است که از رسول خدا صلی الله علیه وسلم پرسید: ای پیامبر خدا؛ اگر شب قدر را درک نمودم چه بگویم؟ فرمود: <<بگو: خداوندا تو بخشاینده ای و بخشش را دوست داری، پس مرا ببخش>>.

* * *

مردان و زنان روزه دار... ما پروردگاری را عبادت می کنیم که بخشنده است و بخشایش را دوست دارد... رحمتش از خشمش پیشی گرفته و مغفرتش پیش از مجازاتش است...

دوست دارد بندگانش اگر گناه کردند به سرعت به سمت او باز گردند... چرا که توبه نشانه ی متقیان و عادت صالحان است....

امام مسلم روایت کرده پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: <<ای مردم به سوی الله توبه کنید که من هر روز صد بار به سوی او توبه می کنم>>...

و خداوند در شب های رمضان کسانی را از آتش جهنم آزاد می کند... پس تلاش کن تا یکی از آنان باشی!

رمضان فرصتی است برای کسانی که در نمازِ خود کوتاهی کرده اند تا به خود برسند... چرا که میان انسان و کفر یا شرک چیزی نیست جز ترک نماز....

رمضان فرصتی است برای کسانی که گرفتار دود هستند، تا توبه کنند...

رمضان فرصتی است برای آنان که روابط خویشاوندی خود را قطع کرده اند تا دوباره آن را از سر گیرند... و هیچ قطع کننده ی رابطه ی خویشاوندی، وارد بهشت نمی شود...

خداوند در نوزده آیه امر به صله ی رحم نموده و در سه آیه قطع کننده ی آن را نفرین کرده است...

بنابراین هر کسی که میان او و یکی از خویشانش یا یکی از مسلمانان کینه و کدورتی هست به سرعت آن را اصلاح نماید... حال که شکم هایمان از غذا روزه گرفته اند، قلب هایمان نیز از کینه و نفرت روزه گیرند...

* * *

آری رمضان فرصتی است برای آنان... و همینطور فرصتی است برای کسانی که با حرام به تجارت بر می خیزند... دخانیات و مجلات فاسد و قلیان و یا نوارهای ترانه و لباس های نامناسب می فروشند...

این فرصتی است تا از کارشان دست بردارند و توبه کنند و بدانند خداوند هر چیز کوچکی را نیز مورد محاسبه قرار می دهد...

و هر بدنی که با حرام رشد کند، به آتش سزاوارتر است... و گام های بنده در روز قیامت از جای خود تکان نمی خورند تا آنکه از وی درباره ی مالش بپرسند که از کجا به دست آورده و در چه راهی خرج نموده...

* * *

رمضانی فرصتی است برای همه ی ما، تا از گناهانی توبه کنیم که ممکن است تا قبر نیز ما را همراهی کنند...

آری... گناهانی که همراه ما وارد قبر می شوند... ما می میریم، اما گناهان ما پس از ما زنده می مانند و پرونده ی اعمالمان را همچنان پر می کنند...

منظورم گناهان کسانی هستند که با فروش محصولات حرام رسانه ای به دست می آورند... یا کسانی که پاتوقی برای جمع شدن گناهکاران راه می اندازند، یا مغازه هایی برای فروش مجلات فاسد یا مشروبات الکلی و سیگار و دخانیات...

هر کس به گسترش و انجام این گناهان یاری رساند با اصحاب آن در گناه آن شریک است، و هر کس به سوی گمراهی فرا خواند گناهِ آن و گناهِ کسانی که تا قیامت آن را انجام دهند بر گردن وی خواهد بود...

ابوحامد غزالی می گوید: <<خوش به حال کسی که وقتی بمیرد گناهانش نیز همراه او بمیرند... و وای بر کسی که می میرد و گناهانش صد سال یا دویست سال، یا بیشتر، باقی می ماند... در قبرش به سبب آن عذاب می بیند و تا وقتی باقی بماند درباره ی آن مورد پرسش قرار می گیرد>>...

خداوند متعال می فرماید:

﴿إِنَّا نَحۡنُ نُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَنَكۡتُبُ مَا قَدَّمُواْ وَءَاثَٰرَهُمۡۚ وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ ١٢﴾ [یس: 12].

<<این ماییم که مردگان را زنده می سازیم و آنچه را از پیش فرستاده اند با آثار [و اعمال]شان درج می کنیم و هر چیزی را در کارنامه ای روشن برشمرده ایم...>>.

یعنی آنچه از آثار اعمال خود به جای گذاشته اند نیز مانند کارهایی که پیش تر انجام داده اند، ثبت می کنیم...

* * *

اما از رحمت الله ناامید نشو چرا که درهای رحمت او باز است...

از کسانی باش که [در این ماه] درهای بهشت برایشان گشوده می شود و درهای آتش بسته می شود... از کسانی باش که رمضان می رود در حالی که گناهانشان آمرزیده شده و خطاهایشان بخشوده...

پیامبر ما صلی الله علیه وسلم می فرماید: <<خوار و ذلیل شد... خوار و ذلیل شد... خوار و ذلیل شد... آنکه رمضان را درک نمود، اما مورد آمرزش قرار نگرفت>>...

* * *

مردان و زنان روزه دار...

مهم ترین چیزی که باید این ماه را برای آن غنیمت بداریم، نصیحت مردم و دعوت آنان به سوی الله است...

مردم به سوی خیر روی آورده اند و بسیاری از آن ها دست از گناهانی که در دیگر ماه ها به آن عادت داشتند، کشیده اند... اما آیا از این فرصت استفاده خواهیم کرد؟

چه بسیارند گناهکارانی که در این ماه توبه کرده اند... به سبب آیه ای که شنیده اند یا موعظه ای که در قلبشان اثر نهاده...

امام مسلم از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت کرده که فرمودند: <<اینکه خداوند به واسطه ی تو یک نفر را هدایت کند برایت از شتران سرخ بهتر است>>... و ترمذی روایت نموده که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: <<الله و فرشتگانش و اهل آسمان ها و زمین و حتی مورچه در لانه اش و ماهیان، بر کسی که خیر را به مردم یاد می دهد درود می فرستند>>...

چه بسا سخنی که دعوتگر آن را به زبان آورد و سبب هدایت شنونده اش شود...

ممکن است انسان سخنی را از روی خشنودی خداوند به زبان آورد و به آن اهمیتی ندهد اما خداوند به سبب همان یک سخن تا روزی که آن بنده به ملاقاتش رود از وی خشنود گردد...

ابن قدامه در کتاب خود <<توبه کنندگان>> به نقل از عبدالواحد بن زید می نویسد:

سوار بر کشتی بودم که باد ما را به سوی جزیره ای برد...

در آن جزیره مردی را دیدیم که بتی را عبادت می کرد...

به او گفتیم: ای مرد... چه می پرستی؟ او به بت اشاره کرد... گفتیم: ما در کشتی خود کسی داریم که می تواند مانند این بت را بسازد... این خدایی نیست که شایسته ی عبادت باشد...

گفت: پس شما چه می پرستید؟

گفتیم: الله...

گفت: الله چیست؟

گفتیم: او کسی است که عرشش در آسمان است و قدرتش در زمین و قضا و فرمانش در میان زندگان و مردگان...

گفت: چگونه نسبت به او آگاهی یافتید؟

گفتیم: آن پادشاه به سوی ما فرستاده ای گرامی فرستاد و او [ما را] آگاه ساخت...

گفت: آن پیامبر چه کرد؟

گفتیم: رسالتش را انجام داد و سپس خداوند او را از میان ما برد...

گفت: آیا میان شما نشانه ای باقی نگذاشت؟

گفتیم: آری... کتاب پادشاه را نزد ما باقی گذاشت...

گفت: کتاب پادشاه را به من نشان دهید... باید کتاب خوبی باشد...

برایش مصحف را آوردیم... گفت: خواندن آن را نمی دانم... پس سوره ای از قرآن را برایش خواندیم... ما می خواندیم و او می گریست تا آنکه سوره را به پایان رساندیم...

گفت: شایسته است کسی که این سخن را گفته مورد سرپیچی قرار نگیرد...

سپس اسلام آورد و او را همراه خود سوار بر کشتی نمودیم و احکام اسلام و چند سوره از قرآن را به او یاد دادیم...

به راه افتادیم... شب شد و خواستیم بخوابیم که پرسید: ای قوم... این خدایی که مرا به سویش راهنمایی کردید، آیا هنگام شب می خوابد؟

گفتیم: نه ای بنده ی خدا... او بزرگِ قیومی است که نمی خوابد...

گفت: چه بد بندگانی هستید شما! می خوابید در حالی که مولایتان نمی خوابد؟ سپس به عبادت مشغول شد و ما را ترک گفت...

هنگامی که به سرزمین خود رسیدیم به یارانم گفتم: این تازه مسلمان است و در این سرزمین غریب است... برایش چند درهم جمع آوری کردیم و به او دادیم...

گفت: این چیست؟ گفتیم: برای نیازهایت خرجش کن...

گفت: لا اله الا الله! من در جزیره های این دریا بتی را به جای خداوند عبادت می کردم، اما مرا ضایع نساخت... آیا در حالی که او را شناخته ام رهایم سازد؟! سپس رفت و برای خرجی خود شروع به کار کرد... و بعدها یکی از بزرگترین صالحان شد...

* * *

به خدا سوگند که زمین و آسمان کسی را به خود ندیده اند که بهتر و پاک تر از رسول خدا صلی الله علیه وسلم باشد و بر هدایت مردم در هر حال و زمان و مکان، حریص باشد...

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم در هر مکان و در هر حال و زمان، مردم را به سوی خداوند فرا خواند...

همه را دعوت کرد... کسانی که دوستش داشتند و کسانی که از وی متنفر بودند... کسانی که به او خوبی کردند و کسانی که در حق وی بدی روا داشتند...

او تنها به کسانی که در جامعه موثر بودند و قدرت داشتند اهمیت نمی داد، بلکه حتی به کودکان و پیران و بردگان نیز توجه می کرد...

بنابراین، ای مردان و زنان روزه دار... آیا این ماه را غنیمت می شماریم؟

حال که بازرگانان و بازاریان این ماه را برای تجارت غنیمت شمرده اند، و هنرپیشه ها و ترانه خوان ها از این فرصت استفاده می کنند، آیا شایسته نیست ما نیز این ماه را برای هدایت مردم غنیمت بدانیم؟

با یک لبخند، یک سخن نیک، یک پیام، یا یک کتابچه یا یک سی دی...

امید است که خداوند با یک دعوت صادقانه قلب ها را برایت بگشاید...

از خداوند بزرگ خواهانم همه ی ما را برای خدمت به دین خود به کار گیرد و هدایتگر و راهنمای به سوی حق قرار دهد...

و منبع این مطلب از کتاب : بندگان رحمان ، نه بندگان رمضان

تألیف : دکتر محمد العریفي

وبسایت رسمی دکتر محمد العریفي :

www.arefe.com

و این کتاب در سایت کتابخانه عقیده نیز وجود دارد :

www.aqeedeh.com

برچسب: نویسنده: کاوه دادخواه تاريخ: جمعه 12 مهر 1398 ساعت: 22:56

صفحه بندی