
ايمان به قضا و قدر
مطلب بسیار مهم دیگرى كه مطرح است و بدون آن انسان نمیrlm;تواند بنده rlm;ى خدا باشد و عبادت و بندگى خدا را به صورت كامل انجام دهد ، مسئله ى << قضا و قدر>> است . توضیح این كه :
انسان مسلمان باید چنین معتقد باشد كه خداوند متعال از همه چیز خبر دارد ، و همه چیز را میداند ، و قدرت و توانایى این را دارد كه هر چه بخواهد انجام دهد و هر كارى را كه انجام میدهد به rlm;جا و صحیح است ، او - جلّ جلاله - كارِ نابه rlm;جا و بیهوده انجام نمیدهد ؛ بنابراین قبل از این كه این جهان را خلق كند ؛ براى ساختن آن نقشهrlm; اى كشیده است . همانrlm; طور كه اگر افرادى بخواهند در جایى بیمارستانى بسازند قبلاً مهندسى مىrlm; آید و نقشهrlm; ى آن بیمارستان را میكشد و پس از آن معمار و بنّا و كارگرانى مى rlm;آیند و طبق نقشه شروع به ساختن آن می كنند ( همان طور که قبلاً نیز گفتیم بیشتر مثال ها به خاطر فهم مطالب است ) . خداوند متعال نیز قبل از اینrlm;كه این جهان را خلق كند ، براى آن نقشه كشیده است كه چه مخلوقاتى بیافریند ، از هر نوع به چه تعداد خلق كند ، چه رویدادهایى باید روى بدهد ، چه چیزى انجام گیرد و چه چیزى انجام نگیرد و تمام آنrlm;چه كه باید انجام گیرد را روشن كرده است . پس از این برنامه rlm;ریزى ، شروع به پیاده كردن آن كرده است . قبل از هر چیز آب را پدید آورد و پس از آن ، آب را به دود تبدیل كرد و پس از آن آسمانrlm; ها و زمین و آنrlm;چه را در میان آنrlm;هاست از آن ایجاد كرد و آسمان و زمین در دو مرحله ( دو دوره ی زمانى ) آفریده شدند و آنrlm;چه در زمین است اعم از گیاه و درخت و همه rlm;ى نعمتrlm; ها و كوه ها و ... همه در چهار روز دیگر ساخته شد و بطور كلى تمام جهان را در شش روز آفرید . هر روزِ خدا زمانى بسیار طولانى است . در همان نقشه این را نیز مشخص كرده است كه مخلوقى را بهrlm; وجود آورد كه هم علم و دانش داشته باشد و خیر و شر و درست و نادرست را از هم تشخیص دهد و هم بتواند از دو راه حق و باطل یكى را برگزیند و انتخاب كند و از دیگرى فاصله بگیرد . این مخلوق انسان است كه خداوند متعال او را با این ویژگىrlm; ها آفریده است ( البته << جن >> نیز در این ویژگی ها ، هم چون انسان است ) .
همان rlm;طور كه قبلاً گفتیم ، خداوند متعال این مطلب را نیز بیان كرده است كه تنها او - جلّ جلاله - قادر به انجام هر چیزى است و در این میان انسان نیز همrlm;چون مخلوقات دیگر از جمله سنگ و آتش و چوب و ... سببى است كه خداوند متعال به وسیلهrlm; ى او برخى از امور را انجام میrlm;دهد ؛ اما این به معناى این نیست كه انسان هیچ اراده و اختیارى از خود ندارد و همrlm;چون آتش و سنگ و چوب بىrlm; اراده است بلكه این مخلوق خدا بر خلاف سایر مخلوقات در عین حال كه یكى از اسباب خداوند متعال میrlm;باشد ، داراى اراده نیز هست و میداند و میrlm;تواند یكى از راهrlm; ها را انتخاب كرده و از دیگرى دست بردارد و خود اوست كه مسیر خوشبختى و بدبختى را انتخاب میrlm;كند و در یكى از این راهrlm; ها گام بر میدارد . هرگز چنین نیست كه خداوند متعال او را مجبور به انتخاب یكى از راهrlm; ها و رها كردن راه دیگر بكند . براى روشن شدن مطلب و اینrlm;كه چگونه ممكن است انسان ، هم سبب انجام كارهاى خدا باشد و هم اختیار و اراده داشته باشد و به اراده ی خود راهى را انتخاب و راه دیگر را رها كند ، مثالى ذكر میكنیم :
فرض میrlm;كنیم روز قیامت است و خداوند متعال مردم را به دادگاه احضار كرده است . در میان مردم فردى وجود دارد كه در دنیا روزى فردى را با اسلحه به قتل رسانده است. فرد قاتل به دادگاه خدا احضار شده و خداوند متعال او را محاكمه میكند و از او میrlm;پرسد: چرا فلان شخص را كشتى ؟ قاتل جواب میrlm;دهد : خدایا! من این كار را نكردم . مگر خودت نفرمودى من سبب انجام و تحقق افعال و كارهاى تو هستم ؟ من نیز همrlm;چون اسباب دیگر سبب چنین قتلى بودم . تو خود فلان شخص را كشتى و من در این میان تنها سبب بودم ؛ پس مقصر نیستم .
خداوند متعال خطاب به فرد قاتل میrlm;فرماید : در این كه تو در دنیا سبب افعال و كارهاى من بودى شک و تردیدى نیست ؛ اما من به خاطر این مسئله تو را محاكمه نمیكنم بلكه تو را به خاطر چیز دیگرى محاكمه میكنم . آیا لحظهrlm; ى قبل از شلیک گلوله و كشتن فرد مقتول ، وقتى انگشتت را روى ماشه تفنگ گذاشتى ، میrlm;دانستى كه ما تصمیم بر قاتل بودن تو گرفته rlm;ایم ؟ آیا میrlm;دانستى در تقدیرات ما چه چیزى نوشته شده و قرار است چه چیزى اتفاق بیفتد ؟
فرد قاتل جواب میدهد : خیر. در آن لحظه از نظر من قاتل بودن یا نبودنم در تقدیرات 50% به 50% بوده است. در آن لحظه من نمیدانستم كه چه چیزى مقدر است و قرار است چه چیزى اتفاق بیفتد.
خداوند میrlm;فرماید : چه زمان برایت مشخص شد كه در تقدیرات ، تو قاتل فلان شخص هستى ؟
قاتل جواب میدهد : من تفنگ را شلیک كردم و گلوله به فلان شخص برخورد كرد و بر زمین افتاد ، وقتى نزدیک شدم دیدم گلوله به او اصابت كرده و آن شخص مرده است. آنوقت فهمیدم كه تقدیر چنین بوده كه من سبب كشتن آن شخص باشم .
خداوند میrlm;فرماید : پس ، قبل از كشته شدن آن فرد نمیدانستى تقدیر چیست rlm;اما بعد از این كه آن شخص كشته شد فهمیدى تقدیر چه بوده است ؛ یعنى وقتى دانستى تقدیر چه بوده كه كار از كار گذشته و راه برگشتى نبود. آنrlm;چه تو را به خاطر آن محاكمه میكنم این است كه چرا قبل از این كه تقدیرات مشخص شود و نسبت 50% به 50% بود تو آمدى و قسمت كشتن را انتخاب كردى در حالیكه میتوانستى قسمت خلاف آن را اختیار كنى . چرا از آن دو احتمال خیر و شرّ تو آمدى و قسمت شرّ را انتخاب كردى ؟ مگر شریعت و برنامه و كتاب من به تو نمیگفت و تو را به انتخاب راه خیر تشویق و به دورى گرفتن از راه شرّ منع نمیكرد. مگر به تو نمیگفت قتل جایز نیست و از انجام آن دورى كن . پس با این وجود چرا قتل را انتخاب كردى ؟ من به خاطر این انتخاب تو را محاكمه و مجازات میrlm;كنم . این را هم بدان ، اگر پس از انتخاب قتل و شلیک گلوله ، فرد مورد نظر تو كشته نمیrlm;شد ، باز هم تو را به خاطر تصمیمى كه گرفته بودى محاكمه میكردم ؛ زیرا آنrlm;چه متعلق به تو بود همان اختیار و تصمیم بود كه بهrlm; كار گرفتى .
با توجه به آنrlm;چه گفته شد مشخص میشود كه در مسیر زندگى آنrlm;چه متعلق به انسان است و انسان به آن مكلّف است تصمیم و انتخاب راه صحیح و انتخاب نكردن راه ناصواب است . این را نیز باید بدانیم كه انسان قبل از انتخاب یكى از دو راه خیر و شر، نمیrlm;داند كه در تقدیرات خدا براى او چه چیزى مقدر و چه چیزى مقدر نیست ؛ بنابراین انسان در انتخاب یكى از این دو راه مختار است . بعد از انتخاب است كه تقدیرات مشخص میشود . تكلیف و وظیفه rlm;ى انسان هنگام انتخاب انجام میگیرد و بر اساس همین انتخاب است كه در روز قیامت محاكمه و محاسبه میrlm;شود و جزا و پاداش یا سزا و عقاب داده میشود .
از طرف دیگر این را هم باید بدانیم كه انسان براى بندگى خدا آفریده شده است . او همیشه باید در این فكر باشد كه تكلیف و وظیفهrlm; ى او چیست و چه كارى را باید انجام دهد و چه كارى را نباید انجام دهد . آنrlm;چه خدا به انجامش امر كرده باید انجام و از آنrlm;چه نهى كرده دورى كند . یعنى تصمیم او باید بر انتخاب راه صحیح و دورى گرفتن از راه ناصواب باشد . آنrlm;چه در توانایى انسان است و بر آن نیز مكلّف است همین است ؛ اما بعد از تصمیم چه چیزى انجام میگیرد و چه چیزى انجام نمیگیرد ، دیگر كار او نیست ؛ [ زیرا او سبب انجام امور است و خدا فاعل اعمال میباشد ] . پس از این انتخاب باید بر خدا توكل كند و از او بخواهد كه در حركت در مسیر صحیح كه همان بندگى اوست او را یارى و كمک كند . او را كمک كند تا كارهاى خیر انجام دهد و از كارهاى شرّ بپرهیزد .
بنابراین انسان مسلمان نباید در این فكر باشد كه چه روى میدهد و چه روى نمیrlm;دهد او باید این مسایل را به خداوند متعال بسپارد . او تنها و تنها باید به این فكر كند كه وظیفهrlm; ى او چیست و او چه باید بكند و چه نكند . كسى كه راه و مسیر بندگى خدا را در پیش میگیرد بسیارى از نعمتrlm; ها و امكانات دنیا را از دست میدهد و دچار مشكلات متعدد میشود . بندهrlm; ى خدا ، باید وظیفه rlm;ى بندگى خود را بداند و تصمیم و انتخاب او همیشه در جهت ایمان, به خدا و انجام اعمال صالح باشد و از كفر و اعمال زشت و ناپسند دورى كند . او مشغول وظیفه و انجام تكلیف خود است ؛ اما دیگر چه روى میدهد و چه اتفاقى میافتد یا نمیافتد مربوط به او نیست ؛ بلكه مربوط به خداوند است . اگر خداوند تقدیر كرده باشد كه خیر و نعمت و امكانات به او برسد ، یقیناً به آن دست مىrlm; یابد گرچه هزاران هزار دشمن داشته باشد و مانع این كار شوند ، و اگر خداوند مقرر كرده باشد كه او دچار مشكلات شود ، مطمئناً دچار آن مشكلات خواهد شد گرچه هزاران هزار حامى و پشتیبان داشته باشد . اگر خداوند مقرر كرده باشد كه او به دست ظالمى كشته شود ، حتماً كشته خواهد شد اگر چه خدمتكار و نوكر آن ظالم هم باشد ، و اگر قرار باشد به دست كسى كشته نشود ، كشته نمیrlm;شود گرچه دشمنان زیادى هم اقدام به كشتن او بكنند . عمر انسان ، رزق و روزى او ، خوشى و ناخوشى ، راحتى و مشكلات ، ثروتمندى و فقر او و ... همه در دست خداست . انسان باید همیشه در فكر وظیفه و انجام تكلیف خود و این كه چه كار بكند و چه كار نكند باشد ؛ اما چه میrlm;شود و چه نمیrlm;شود ، دچار مشكل میrlm;شود یا خیر ، میمیرد یا نمیمیرد ، مال و ثروتش را از دست میدهد یا نمیدهد و ... در دایره rlm;ى كار او نیست و او حق ندارد كه به این مسایل فكر كند . همه rlm;ى این مسایل در قدرت و اختیار خداست و خداوند متعال نیز ، از همان ابتداى خلقت ، اگر مقرر كرده باشد كه فلان كار روى دهد ، آن كار حتماً روى خواهد داد و اگر مقرر كرده باشد كه روى ندهد ، یقیناً روى نخواهد داد.
انسان باید با خیالى آرام و دلى مطمئن مشغول انجام وظیفه rlm;ى خود كه همان بندگى خداست ، باشد. او این را باید بداند كه اگر به چیزى دست مى rlm;یابد و چیزى را كسب میكند ، آن چیز متعلق به او بوده است و خداوند متعال از همان ابتداى خلقت براى او مقرر كرده است . اگر به چیزى دست نمىrlm; یابد یا آن را از دست میدهد ، یقین داشته باشد كه در همان ابتداى خلقت قرار بر این نبوده كه آن چیز متعلق به او باشد . اینrlm;جاست كه انسان مؤمن در نهایت آرامش و اطمینانِ قلبى به سر میبرد. او تنها مشغول انجام بندگى خداست و در این راه بر او توكل میrlm;كند . او با ایمان,ى كه كسب كرده است ، مشغول انجام اعمال صالح است ؛ زیرا میrlm;داند اسباب سعادت و خوشبختى همین ایمان, و اعمال صالح هستند و پس از آن به خدا توكل میrlm;كند و خداوند متعال نیز خیر دنیا و آخرت را نصیب او میكند .
آنrlm;چه بیان شد ، همان چیزى است كه << قضا و قدر >> نامیده میrlm;شود و بر مسلمان واجب است كه به آن ایمان, داشته باشد و این را بداند كه بدون ایمان, به این مسئله هرگز نمیrlm;تواند بندگى خدا را به انجام برساند و بندهrlm; ى واقعى خدا باشد.
بدون ایمان, به این مسئله ، انسان همیشه در این فكر است كه چه اتفاق میrlm;افتد و چه روى نمیدهد و با مشغول شدن به این مسایل ، عبادت و بندگى را - كه سبب خوشبختى است - از دست میدهد و چیزى را نمیتواند عوض كند ؛ زیرا خداوند متعال همه چیز را معین كرده است و هر چه او تعیین كرده ، انجام میrlm;گیرد و خلاف آن صورت نخواهد گرفت . انسان مؤمن با چنین ایمان و اعتقادى از هیچ صاحب قدرت دنیوى ترس و وحشت ندارد و مشغول اداى وظیفه rlm;ى بندگى است و میداند كه غیر از خدا كسى نمیتواند كمترین زیان و ضررى به او برساند ؛ همانrlm;طور كه هیچ خیر و نیكى در دست كسى جز او نیست و به كسى جز او امیدوار نیست و فقط از او میترسد . انسان با چنین اعتقادى ، هرگز دچار غم و اندوه نمیشود و با دلى آرام و مطمئن مشغول اداى وظیفهrlm; ى بندگى است و براى رسیدن به خوشبختى مسیر بندگى را در پیش میگیرد .
منبع این مطلب : از کتاب بندگی خدا
تألیف : استاد ناصر سبحانی رحمه الله
این کتاب در سایت کتابخانه ی عقیده نیز وجود دارد :
www.aqeedeh.com
برچسب:
نویسنده: کاوه دادخواه