
لازم است خطیب با حکمت و آگاهی حقایق را بیان کند ، هر سخن و هر مطلب را در جای خود ، عادلانه و منصفانه و از روی دلسوزی و غم خواری بگوید ، به تأکید خطیب باید شجاع و حق گو باشد ، اگر خطیب ترسو بوده و نتواند حق را بیان کند ، نباید بالای منبر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برود ، به درستی منبر و جایگاه گفتگوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای حق است اما از روی انصاف ؛ خداوند متعال می فرماید :
( وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ ) اعراف / 85
<< و اشیاء مردم را نکاهید ( و حقوق ایشان را ضایع نکنید ) . >>
بدون شک این آیه موردش خاص اما بر عام دلالت می کند ، دانشمندان علم اصول می گویند :
<< إنَّ خُصُوصَ السَّبَبِ لا یَمنَعُ شُمُولَ المعَنَی >>
<< خاص بودن سبب ، از عام بودن معنی جلوگیری نمی کند >> پس اگر کسی خوبی و حسنی دارد ، باید گفته شود ، هم چنین نقاط ضعف و بدی هایش نیز گفته شود ، یعنی باید حق گفته شود ، اما از روی دلسوزی و غم خواری و مقصودمان رسوا کردن مردم نباشد ، دیگر فرقی ندارد حکومت است ، یا حزب یا فردی بخصوص ؛ بلکه مقصودمان باید دلسوزی و غم خواری برای آنان باشد .
بدون تردید حالت روحی و درونی سخنران بر مخاطبان بسیار تأثیرگذار است ، اگر انسان دلش را نسبت به مخاطبین خود پر از حقد و کینه کند ، سخنانش مؤثر واقع نمی شود ، در آنان هم متقابلاً بغض و کینه به وجود می آید . حتی اگر کسی یافت شود که این صفات ( بغض و حقد و کینه و تکبّر و حسادت ) شایسته و مناسب وی باشد ، به هیچ عنوان شایسته و مناسب شأن خطیبی نیست که بالای منبر پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم می ایستد و آیات و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را می خواند ، نباید بغض و کینه او را تحریک کرده و در سخنانش بی انصافی دیده شود ؛ خداوند متعال می فرماید :
( وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ )
<< و همدیگر را به تمسّک به حق ( در عقیده و قول و عمل ) سفارش می کنند . >>
ما باید نسبت به همدیگر مسؤول بوده و یکدیگر را به گفتنِ حق سفارش نماییم ، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در حدیثی که ( ابوداود و احمد ) روایت کرده اند ، می فرماید :
( أفضَلُ الجَهَادِ کَلِمَةُ حَقًّ عِندَ سُلطَانٍ جَائِزٍ )
<< با فضیلت ترین جهاد ، گفتن حق است پیش پادشاه ظالم و ستمکار >> .
در روایتی دیگر که ( ابوداود و احمد ) آن را نیز روایت کرده اند ، می فرماید :
( سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ - أفضَلُ الشُّهَداءِ - حَمزَةُ و رَجَلٌ قَامَ إلَی سُلطَانٍ جَائِزٍ فَأمَرَهُ وَ نَهَاهُ فَقَتَلَهُ )
<< سرو شهیدان ، حمزه است و کسی که در مقابل حاکم ظالمی می ایستد ، پس او را امر به معروف و نهی از منکر می کند سپس به دست حاکم کُشته می شود >> .
به درستی این دو حدیث بسیار قابل توجه و نیازمند دقّت نظر هستند ، ما بسیاری اوقات می پنداریم که جهاد فقط تیر اندازی کردن در میدان نبرد است ، در این دو حدیث ، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نمی فرماید یکی از اقسام جهاد ، بلکه می فرماید : << أفضل الجهاد >> بزرگترین و بافضیلت ترین جهاد ، گفتن حق نزد پادشاه ظالم و ستمکار است ، چون اگر سخن حق گفته شود ، مردم هوشیار و بیدار خواهند شد ، نباید فراموش کرد کسی که سخن حق می گوید ، باید برای باج دادن و تاوان پس دادن هم آماده باشد ، امّا در مقابل با این سخن حق ، مردم پابرجا و پایدار و برقرار می مانند ؛ اگر سخن حق و موضع گیری حق و مقابله کردن با باطل و ظالمان و ستمکاران از بین برود ، به مثابه ی نابودی امّت است ، هم چنان که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید :
( إذَا رَأیتَ اُمَّتِی تَهَابُ أن تَقُولَ لِلظَّالِمِ أنتَ ظَالِمٌ فَقَد تودّع مِنهَا ) ( به روایت امام احمد ، و هیثمی در جمع الزوائد می گوید : << رجالُه رجال الصحیح >> یعنی راویانش ، راوی احادیث صحیح هستند . )
<< هر گاه امّتم را دیدی از این که به ظالمی بگوید ظالم ، ترسید با او وداع و خداحافظی شده و شیرازه اش از هم پاشیده شده است >> .
در حدیث دوّم می فرماید : << بزرگ شهیدان حمزه است و مردی که در برابر حاکمی ظالم قیام می کند و او را امر به معروف و نهی از منکر می کند و حاکم ظالم هم او را به قتل می رساند >> این مرد همراه حمزه و بعد از حمزه می آید . << سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ حَمزَةُ و رَجَلٌ >> در روایتی دیگر می فرماید : << سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ حَمزَةُ ثُمَّ رَجَلٌ >> یک مرتبه بعد از حمزه رضی الله عنه می آید ، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم حمزه را سید الشهداء نامیده است که امتیازی بس بزرگ است ، پس هرگاه چون افضل الجهاد انجام دهیم ، در ردیف سید شهیدان قرار می گیریم و این کار باج دادن می خواهد ، امّا نباید این باج دادن از گفتن حق منصرف مان گرداند ؛ روش و شیوه ی گفتنِ حق نیز باید حق باشد ، خداوند متعال در مورد قرآن در سوره ی اسراء می فرماید :
( وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ ) ( أسراء / 105 . )
<< و ما قرآن را بحق نازل کردیم ؛ و بحق نازل شد >>
و در آن حق وجود دارد یعنی قرآن حق است و شیوه ی نزولش هم حق می باشد ، ما نیز باید حق را با روش و شیوه ی صحیح و منطبق بر حق بیان کنیم . یکی از دانشمندان می گوید :
<< اُؤمر بِالمَعرُوفِ ، بِالمَعرُوفِ ، وَ إِنَّهُ عَنِ المُنکَرِ لا بِالمُنکَرِ >>
<< با روش و شیوه ی نیکو و احسن به کار نیک دستور بده ، و از کار بد نهی کن امّا نه با روس منکر و ناشایست >> .
منبع این مطلب : کتاب آداب و اصول سخنرانی
مؤلف : استاد علی باپیر
مترجم : رحمن جعفری
برچسب: جسارت و شجاعت,
نویسنده: کاوه دادخواه