
به نام آن که هستی را بنا کرد / محبت را به دل ها آشنا کرد
احکام لباس و ستر عورت :
اولین چیزی که اسلام در راه ثبات و پایداری جامعه به آن توجه کرده ، عبارت از ممنوعیت برهنگی و دیده شدن عورت زن و مرد است . حالت برهنگی که در دوران عرب جاهلی وجود داشت با حالت برهنگی ملت های مترقی کنونی جهان اختلاف زیادی ندارند . مردان عرب خود را جلوی چشم همدیگر ، بدون هیچ شرمی ، برهنه می کردند ( در صحیح مسلم در باب " الاعتناء بحفظ العوره " نوشته است .... ) و در وقت غسل و قضای حاجت در ستر و پوشانیدن عورت خودشان لزومی نمی دیدند . در اطراف کعبه در حالیکه که لخت بودند طواف می کردند و آن را بهترین عبادت می شمردند ( از ابن عباس و غیره .. گفتند ) و حتی زنان هم در وقت طواف لخت بودند ( در کتاب التفسیر صحیح مسلم ذکر شده است ... ) و معمولاً لباسی را در برداشتند که باز هم قسمتی از سینه ، بازوها ، سر ، و هر دو ساق پا بیرون می ماند . ( تفسیر کبیر آیه : ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن . ) این حالتی است که امروز در آمریکا ، اروپا و ژاپن به چشم می خورد . در شرق غیر از نظام اسلامی نظام دیگری وجود ندارد که برای موضوع کشف و ستر عورت و حدود آنها اهمیت قائل شود . پس اولین درسی را که اسلام در اجتماع پیاده کرد همین بود که فرمود : ( یٰا بَنی آدَمَ قَدْ اَنْزَلْنٰا عَلَیْکُمْ لِبٰاساً یُوٰاری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً ... ) ( سوره ی الاعراف ، 26 ) << ای فرزندان آدم هر آئینه فرود آوردیم بر شما لباسی که می پوشاند شرمگاه شما را و ( فرود آوردیم ) لباس زینت ، لباس تقوی و پرهیزگاری بهتر و نیکوتر است >> . و پوشاندن بدن تمام زنان و مردان با این آیه واجب گردید و رسول خدا ( ص ) کشف عورت و نگاه کردن به آن را به شدت ممنوع کرده است ، چنانچه می فرماید : ( مَلْعُونٌ مَنْ نَظَرَ اِلٰی سَوْأةَ اَخیِه ) . ( احکام القرآن ، جصاص . ) << کسی که بر شرمگاه برادرش نگاه کند ملعون است >> ( لٰا یَنْظُرُ الرَّجُلُ اِلٰی عَوْرَةِ الرَّجُلِ وَ لاٰ اِمْرَاَةٌ اِلٰی عَوْرَتِ اِمْرَاَةٍ ) ( به روایت احمد ، مسلم ، ترمذی و ابوداود . ) << و نظر نکند یک مرد به عورت مرد دیگری و نه یک زن و به عورت زن دیگری >> . ( لِاَنْ اُخِرَّ مِنَ السَّمٰاء فَانْقَطِعُ نِصْفَینِ اَحَبُّ اِلَیَّ مِنْ اَنْ اَنْظُرُ اِلٰی عَوْرَةِ اَحَدٍ وَ یُنْظَرُ عَوْرَتی ) ( مبسوط ، کتاب استحسان . ) << اگر من از آسمان بیفتم و دونیم شوم بهتر از این است که بر عورت کسی نگاه کنم و یا کسی بر عورت من نگاه کند >> . و همچنین در باب حدود عورت مردان : حدیثی از ابو ایوب انصاری ( رض ) در این کتاب نوشته شده که فرمود : << مٰا فَوْقَ الرُّکْبَتَیْنِ مِنَ الْعوْرَةِ وَ مٰا اَسْفَلَ مِنْ سِرَّةٍ مِنَ الْعَوْرَةِ >> . ( دارقطنی . ) << از زانوها تا زیر ناف عورت است ... و عورت مرد بین ناف و زانویش است >> . و نیز در همین کتاب و در باب حدود عورت زنان : از حضرت محمد ( ص ) حدیثی وجود دارد که می فرماید : << لَعَنَ اللهُ الْکٰاسِیٰاتُ الْعٰارِیٰاتِ >> . ( موطای امام مالک ) << یعنی خداوند زنان پوشیده ی برهنه را لعنت کرده است >> .
اتمام حجت با غرب زدگان :
غرب زدگان شدیدترین اعتراضات را بر حجاب وارد می کنند . حجاب در نظر آنان یک چیز بی معنا و باطل به حساب می آید و برای از بین بردن حجاب دست به تمسخر و محکومیت آن زده اند ، ولی استدلال آنها مانند این است که بگویند وجود بینی در صورت انسان ضروری نیست و در صورت هرکس بینی را مشاهده کنند به او بخندند و مورد استهزا قرار دهند . این دلایل جاهلی که آنها می روند تنها جاهلان را می ترساند و اگر آنها عقل داشتند می فهمیدند که اختلاف اساسی بین ما و آنها در مقام و ارزش انسان است . اموری که نزد ما ارزش و قیمت والایی دارد نزد آنها بسیار بی ارزش و بی مقدار است ، لذا دستورالعملی که به عنوان مقیاس اندازه گیری اشیاء نزد ما وجود دارد به طور حتم در نظر آنها زاید و بی ارزش است و تا وقتی که بین طرفین این اختلاف اصلی و اساسی وجود داشته باشد کم عقلی خواهد بود که به مسائل فرعی پرداخته شود و روی آنها بحث و جدل شود ، زیرا لازم است در مرحله ی اول ریشه و مبدا اختلاف را مورد حل و فصل قرار داد . و اما راجع به ارزش و مقام انسان ، تنها دلیل و برهانی که ما می توانیم ارائه دهیم همین قوانین فطرت است زیرا هر چیزی را که وجود انسان طبق تقاضای فطرت برای خیر و صلاح خود بپذیرد حقیقتاً آن چیز مستحق توجه ، اهتمام و تقدیر خواهد بود . پس بیایید مقیاس شما را هم مورد آزمایش قرار بدهیم و ببینیم که در تعیین ارزش و قیمت اشیاء حق به جانب کدامیک از ماست . شما دلایل علمی تان را ارائه دهید و ما هم دلایل خویش را عرضه می کنیم ، سپس هر دوی آنها را در دو کفه ی ترازو می گذاریم و پیش روی اشخاص صادق و امین وزن می کنیم تا ببینیم کدام کفه سنگین تر و کدام سبک تر است . اگر ما به شما ثابت کردیم که معیار ما صحیح و درست است پس شما اختیار دارید که ارزش های عقلی و علمی ما را بپذیرید و یا اینکه به همان ارزش ها در پیروی از هوا و هوس باقی بمانید ولی باید بدانید که دومین موضع شما اشتباه و ضعیف و سست است زیرا بجای اینکه شما را بر دیگران غالب سازد ، بر عکس موجب شکست شما خواهد شد و مورد تمسخر و استهزاء دیگران قرار می گیرید . گروه دوم : گروه دیگری هم بجز گروه اول وجود دارد . گروه اول هم از مسلمان و هم از غیر مسلمان تشکیل شده است ، ولی گروه دوم اکثراً مسلمان بوده و از خود احکامی را تراشیده اند که آن را با احکام حجاب مخلوط کرده اند و تا به حال نیز مردد بوده اند ، نه با آن طائفه اند و نه با این طائفه " مذبذبین بین ذلک لا الی هولاء و لا الی هولاء " و در حالی که مسلمان بوده و به اسلام ایمان آورده اند و به معیارهای اسلامی در زمینه ی اخلاق ، تهذیب ، کرامت و اعمال نیک ایمان ندارند . آنها می خواهند که زنانشان به زیور عفت و حیا آراسته باشند و منازلشان از آلودگی های اخلاقی پاک باشد و هیچ گاه آماده نیستند که نتایج پیروی از تمدن و اجتماع غربی را قبول کنند ولی از طرف دیگر دختران ، خواهران و زنانشان به راهی می روند که تمدن غربی می رود و از حدود و چهار چوب نظام اجتماعی اسلام گاهی بر اثر تردد و تذبذب تجاوز می کنند . گاهی به دستورات اسلام عمل می کنند و گاهی از انجام آن امتناع می ورزند ، ایشان کاملاً در اشتباهند که می گویند با جمع بین بعضی روشهای غربی و بعضی روشهای اسلامی می توانند از منافع و خوبی های هر دو برخوردار گردند و به این ترتیب هم اخلاق اسلامی در منازل و خانه ها محفوظ مانده و رعایت شده است ، هم نظام خانوادگی مستحکم و سالم مانده است و هم نظام اجتماعی غرب از محاسن و امتیازات نظام اجتماعی غرب برخوردار گردیده و از بدی ها و مضرات آن در امان مانده است . ولی حقیقت این است که جمع بین روشها و دیدگاههای دو تمدن که نظر اهداف و جهت گیری ها با یکدیگر اختلاف ریشه ای دارند نادرست و غیر صحیح است ، زیرا اختلاط و التقاط بین دو چیز متضاد قاعدتاً موجب افزایش مضرات آنها می گردد و سبب بدست آوردن منافع بیشتری نمی شود . این مخالف با عقل و فطرت است که کسی عنان نفس خود را آنقدر رها کند که تجاوز از قوانین اسلامی برایش عادی و بی تفاوت گردد و با این وجود بگوید که می تواند نفس خود را هنگام ضرر و زیان کنترل کند . حرص و علاقه ی زیاد به پوشیدن لباس های جذاب و چسبان و نازک ، فنا شدن در تجملات و زینت ، شرکت در محافل و توجه زیاد به عکس های برهنه و داستان های تحریک آمیز و تعلیم دختران به سبک و شیوه ی غربی ... تمام این ها نتایج تجاوز و زیر پا گذاشتن حدود اجتماعی اسلام است که اگر ضرر آنها بطور عاجل و سریع به نسل موجود نرسد ، احمقانه خواهد بود که فکر شود نسل های آینده هم از ضرر آن در امان خواهند ماند ، زیرا هر مکتب و اجتماعی که در مسیر انحراف قرار گیرد ، در ابتدای مسیر اندکی از صراط مستقیم منحرف می گردد ولی وقتی که از آن نسل به نسل های بعدی برسد ، بدون شک آن اشتباه و انحراف بسیار گسترده و غیر قابل پیش گیری خواهد بود . مصداق خارجی ادعای ما آمریکا و اروپا است ، زیرا اصول و پایه های غلطی را که آنها برای تنظیم اجتماع جدیدشان وضع کرده بودند بزودی و سریعاً نتیجه ی آنها معلوم نشد ، بلکه در نسل های سوم و چهارم بود که ثمرات و نتایج این تمدن ظاهر گردید . لذا این جمع اجباری و ساختگی بین رسوم و روشهای غربی و راه و روش اسلامی و این حجاب و بی حجابی پایدار و استوار نخواهد ماند و بطور طبیعی به صورت یک طرفه به سمت آداب و رسوم غربی سیر خواهد کرد . کسانی که اینگونه عمل می نمایند لازم است بدانند که اگر آنان فعلاً در ابتدای راه قرار دارند و به آخر راه نرسیده اند ، نسل های آینده به آخر راه خواهند رسید . سؤال پایانی : بر این افراد لازم است که بیش از پیش درباره ی این موضوع تصمیم بگیرند و قبل از اینکه در این راه گام بردارند ، وضعیت خود را با پاسخ به این سؤال روشن سازند که : آیا شما آماده اید که نتایج قطعی و طبیعی این نظام اجتماعی را که در آمریکا و اروپا حاصل شده است قبول نمایید ؟ و آیا شما حاضرید که در اجتماعتان مانند جامعه ی غربی عوامل تحریک کننده شهوت را ببینید ؟ و آیا شما می پسندید که فساد غرب از قبیل بی عفتی ، بی حیایی و غلبه شهوت در جامعه شما هم رواج یابد ؟ و در اثر آن امراض مختلف مسری شیوع پیدا کند ، و نظام خانواده از هم بپاشد ، طلاق و جدایی زیاد گردد ، دختران و پسران طوری تربیت شوند که بدون قید و شرط با آزادی تمام و بی بند و باری از همدیگر کام بستانند و با استفاده از امکانات جلوگیری از بارداری و سقط جنین و قتل فرزندان ، نسل منقطع شود و یا با تجاوز از حد اعتدال شهوت ، جوانان اعم از دختر و پسر قوای عقلی و صحت جسمانی را از دست بدهند ، و حتی خردسالان هم از آن فساد نجات نیابند و تمایلات جنسی شان پیش از بلوغ و در دوران رشد سریع بیدار گردد و در اثر آن به رشد و نمو جسمی و فکریشان در خردسالی لطمه وارد گردد ؟ اگر شما به خاطر منافع مادی و لذایذ شهوانی و جسمانی حاضرید که تمام این عواقب وخیم را بپذیرید پس در پیروی و متابعت از رسوم غربی آزاد هستید ، در این صورت باید اسلام را از ذهن خود بیرون آورید و قبل از رفتن به این راه اعلان کنید که رابطه ی شما با اسلام قطع شده است و شما دیگر با اسلام هیچ رابطه و پیوندی ندارید ، تا اینکه بعد از آن نتوانید کسی را به نام اسلام فریب دهید و زشتی ، رسوایی و نام بدتان سبب بدنامی اسلام و مسلمانان گردد . ولی اگر شما نمی توانید که آن نتایج را بپذیرید و غالباً مصمم هستید تا پیرو نظامی باشید که دارای تمدن پاک ، صالح و سالم باشد و فضایل و ملکات و خصایل شریف انسانی در آن نشو و نما کند و انسان در آن محیط آرام و پاک به شکوفایی عقلی ، روحی و مادی برسد و مردان و زنان با دوری کردن از وسایل تحریک نامناسب شهوت حیوانی بتوانند قدرت و استعدادشان را در خدمات اجتماعی به مصرف برسانند و خانواده که اساس و پایه ی تمدن است ثابت و سالم بماند و نسل و نسب حفظ گردد و فساد و اختلاط نسب از بین برود و زندگی خانوادگی مصدر و منشاء آرامش روحی و اطمینان قلبی و محل تربیت فرزندان و تعاون و همکاری بین اعضای خانواده باشد .
اگر شما حقیقتاً چنین راه پاک و سالم را خواهانید پس به طرف غرب گرایش پیدا نکنید ، زیرا که آن جامعه ی سالم در جهت مخالف این تمدن قرار دارد و عقلاً نیز محال است که کسی به سمت غرب روان باشد ولی از شرق سر در آورد و اگر شما تمام این ها را می خواهید پس لازم است که تنها از اسلام پیروی و متابعت کنید ، ولی شرط آن این است که پیش از پیمودن این راه تمام منافع مادی و لذایذ شهوانی و جسمانی را از نفس خود دور نمایید تا اینکه تحت تأثیر مظاهر فریبنده و فتنه انگیز غرب قرار نگیرید ، از اذهان و افکار خود نظریات و افکار غربی را پاک کنید و تمام اهداف و اصولی را که از تمدن غرب گرفته بودید کاملاً دور اندازید ، زیرا اسلام خود دارای اهداف و اصول جداگانه و مستقلی است و مطابق آن اصول و اهداف و دیدگاههای سازنده اش ، نظام اجتماعی جداگانه دارد و این نظام اجتماعی را با ضوابط و قوانین مشخص و روشهای تربیتی مخصوصی حمایت می کند . در این ضوابط و شیوه های پرورشی حکمت های بالغه ای نهفته است که در آن تمام خصایص طبیعی انسانی مراعات شده و بدون مراعات و تطبیق آنها نظام مذکور نمی تواند از اختلال و تشویش دور بماند . نظام مذکور یک نظام عملی است نه خیالی و فرضی که بر اوهام استوار باشد مانند دموکراسی افلاطونی که در عمل ممکن نبود ، این نظامی است که در طول بیشتر از چهارده قرن از آزمون روزگار سربلند بیرون آمده است و در طول همین مدت در هیچ یک از ملل و کشورها فساد و اختلالی ایجاد نکرده است ، در حالی که در مدت یک قرن تمدن غربی چنان مفاسد و پلیدیهایی بوجود آورد که امروز جهان بشریت را در گرداب هلاکت فرو برده است . اگر شما می خواهید از این نظام اجتماعی محکم ، استوار و آزمایش شده استفاده کنید پس بر شما لازم است که روش های تربیتی آن را با جان و دل قبول کنید و مراعات اصول آن را بر خود لازم بدانید و در مقابل ضوابط و قوانین آن با تمام خضوع و خشوع تسلیم شوید و بعد از آن حق ندارید که این نظام را به ناحق و از روی باطل با بافته های ذهنی خود و یا تفکرات و تئوریهای دیگران و یا با افکار خام و روش های آزمایش نشده که با طبیعت و سرشت اسلام کاملاً مخالف است ملوث و آلوده سازید . گروه سومی نیز هستند که از اشخاص نادان و غافل تشکیل شده است و دارای اهمیت و کفایت و قدرتی نیستند که بتوانند مسائل را تحلیل کرده و در آن تفکر نمایند و نظر بدهند . این گروه اهمیت و ارزشی ندارند تا در رابطه با آنان بحث کنیم ، لذا از بررسی وضعیت آنان صرف نظر می کنیم و به مطلب خود ادامه می دهیم .
منبع : کتاب " حجاب "
تألیف : ابوالاعلی مودودی
ترجمه : نعمت الله شهرانی
برچسب: حجاب,حجاب تركي,حجاب بن نحيت,حجابات,حجاب اجباری,حجاب كويتي,حجاب التوربان,حجاب به انگلیسی,حجابي,حجابات تركية,
نویسنده: کاوه دادخواه